تبليغاتX
مسجدسلیمان

مسجدسلیمان

وبلاگ جمشید عزیزپور

 

این وب برای آندسته از همشهریانکه به سلامتی خود اهمیت می دهند مفید است

 اطلاع رسانی پرستار و پرستاری
http://ino.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 12:34  توسط جمشید عزیزپور   | 

 

این چند عکس از وبلاگی بنام "از هر دری سخنی " عاریت گرفتم



+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 13:43  توسط جمشید عزیزپور   | 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 11:17  توسط جمشید عزیزپور   | 

آدمها مثل کتاب می مونن:

از روی بعضی ها باید مشق نوشت

از روی بعضی ها باید جریمه نوشت

بعضی ها را باید چند بار خواند تا معنیشون را بفهمیم

و بعضی ها را باید نخونده دور انداخت!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 8:0  توسط جمشید عزیزپور   | 


+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 7:38  توسط جمشید عزیزپور   | 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد مسجد سلیمان

 
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 11:3  توسط جمشید عزیزپور   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 10:52  توسط جمشید عزیزپور   | 

گفت‌وگو با اختر قاسمی و فرشید خدادادیان

مسجد سلیمانی‌ها به مسجد سلیمان کمک کنند

کبری قاسمی
kobra@radiozamaneh.com

Download it Here!

بیست و ششم ماه می 2008 روزی بود که صد سال از پیدایش نفت در ایران و خاورمیانه گذشت. پیش از این گزارش‌های رادیو زمانه را در مورد همایش «صد سالگی نفت در مسجد سلیمان» که در آلمان برگزار شد، شنیده‌اید و خوانده‌اید. این همایش با استقبال کارشناسان و متخصصان مختلف در زمینه تاریخ، فرهنگ و حتی نفت روبه‌رو شد.

فرشید خدادادیان، پژوهشگر تاریخ و استاد دانشگاه در ایران است برای سخنرانی با موضوع «مسجد سلیمان دیروز، امروز و فردا» در این همایش شرکت کرد. خدادادیان در مورد چشم انداز گردشگری نفت در مسجد سلیمان مقاله‌ای ارائه کرد که با استقبال روبه‌رو شد.

اختر قاسمی، برگزار کننده همایش «صد سالگی نفت در مسجد سلیمان» همراه با خدادادیان در استودیوی رادیو زمانه حضور پیدا کردند. با آنها درباره شهر مسجد سلیمان و اینکه چگونه می‌توان به آبادانی این شهر کمک کرد، گفت‌وگو کردم.


فرشید خدادادیان، استاد دانشگاه و سخنران همایش «صد سالگی نفت در مسجد سلیمان»

خدادادیان: مشکلی که الان مسجد سلیمان دارد، بن بست ارتباطی آن است. این مساله یکی از اولویت‌های کاری دولت ایران است که روی آن کار می‌کند. هم اکنون مسیری را از سمت مسجد سلیمان به استان چهار محال و بختیاری می‌کشند که این شهر قدیمی را از این بن بستی که الان دچارش شده، نجات بدهند.

تمام مشکلاتی که در مسجد سلیمان وجود دارد، در عین حال خودشان زمینه‌هایی هستند برای کار اقتصادی و تلاش برای بر طرف کردن تمام مشکلات آنجا. یعنی می‌تواند هر کدام‌شان یک سرفصل کاری باشد.

کارشناسان اقتصادی باید آنجا بیایند و فضا، پتانسیل‌ها و ظرفیت‌ها را ببینند. من مطمئن هستم که آنها از مسجد سلیمان استقبال می‌کنند. در ایران هیچ‌کس با ساختن مسجد سلیمان نمی‌تواند مخالف باشد.

بعضی از همشهری‌های من متاسفانه دچار توهمی هستند. به واسطه آنچه بر این شهر گذشته، به واسطه فعالیت‌هایی که تحت عنوان فعالیت‌های سیاسی بوده و اتفاق‌های سیاسی که آنجا افتاده، بعضا مسجد سلیمان را محکوم می‌کنند به محرومیت از توانایی‌ها و امکانات. اما من چنین فکر نمی‌کنم. بهشت را به بها می‌دهند نه به بهانه.

البته طبیعی است بخشی از مشکلات شهر خیلی اساسی است و از عهده مردم خارج است و وظیفه مسئولان است که به آن برسند. مسجد سلیمان باید در وهله اول از این بن بست بیرون بیاید. باید با سایر مناطق کشور ارتباط پیدا کند. اینها مسایل مهمی است که فقط از عهده مسئولان برمی‌آید. ولی وظیفه خود مردم چیست؟

خدادادیان: حقیقت این است که قبل از هر چیز باید یک تعامل بین‌المللی به وجود بیاید. مسجد سلیمانی‌ها در جاهای مختلف دنیا پراکنده هستند. مسجد سلیمان درست است که الان به واسطه نبود و کمبود امکانات مشکلات زیادی دارد، اما از حق هم نگذریم که مردم و جوان‌هایی که امروز در مسجد سلیمان زندگی می‌کنند با کم‌ترین امکانات دارند تلاش می‌کنند که آنجا را در حد خودشان زنده نگه دارند.

ایجاد این تعامل بین‌المللی میان مسجد سلیمانی‌ها وظیفه دوستانی است که ارتباطات رسانه‌ای دارند. وظیفه کسانی است که می‌توانند ارتباطات چند سویه داشته باشند، چه با رسانه‌ها و چه با کسانی که در خارج از ایران و مسجد سلیمان زندگی می‌کنند.


اختر قاسمی، برگزارکننده همایش

اختر قاسمی: در ادامه حرف‌ آقای خدادادیان چند کلامی دارم. در این مدت برخی حالا یا به شوخی برای من پیام دادند و یا حضوری گفتند که ما در ایران ناسیونالیسم قوم‌های متفاوت دیده بودیم، ولی «ناسیونالیسم مسجد سلیمان» را ندیده بودیم.

طبیعی است که من شناختی از اردبیل ندارم. طبیعی است که من نمی‌دانم در تبریز چه می‌گذرد و یا در بلوچستان چه می‌گذرد. من در مسجد سلیمان و آن دیار بزرگ شدم و امکانات آن و عدم امکاناتش را می‌دانم و طبیعی است که یک رابطه عاطفی هم با آن محیطی که در آن بزرگ شدم، دارم. من از جایی که هستم حرکت می‌کنم. برای همین است که دلم می‌گیرد و می‌خواهم کاری برای آنجا بکنم.

در جواب سوال شما که چه کار باید کرد که این انگیزه را به وجود آورد، یکی از این کارها این است: مسجد سلیمان آدم‌هایی دارد که دارای سرمایه‌های بزرگی هستند، اینها بیایند و در مسجد سلیمان سرمایه‌گذاری کنند. یا حتی ما همت کنیم و یک دانشکده‌ هنر، ادبیات یا تاریخ در مسجد سلیمان بسازیم.

فعلا اقدام اولیه ما تهیه یک وب‌سایت است که بتوانیم دور هم جمع بشویم و فکر کنیم چه کار می‌توانیم بکنیم که از همکاری مسئولان هم استفاده بکنیم و گام‌هایی برداریم در جهت بهبودی این شهر.

آقای خدادادیان، روندی شروع شده است که ایرانیانی که سالیان زیادی خارج از کشور بودند برگشتند و فکر می‌کنند می‌توانند به کشور یا شهرشان (مسجد سلیمان) خدمتی کنند. شما اطلاعی دارید که کسی از مسجد سلیمانی‌ها این کار را کرده باشد؟

خدادادیان: از مسجد سلیمانی‌های مقیم خارج مطمئن نیستم، اما موردی را دیدم و شنیدم در مسجد سلیمان که آقای رستگار که آنجا کارخانه برق و یخ داشتند آن زمان؛ ایشان برگشتند و زحمت کشیدند و آنجا یک مدرسه می‌سازند. ایشان جزو خیرین مدرسه‌ساز هستند. کسان دیگری هم هستند که دارند برای مسجد سلیمان کارهای دیگری می‌کنند.

اما یک تفاوتی متاسفانه بین مسجد سلیمان و جاهای دیگر ایران هست. با احترام به تمام کسانی که روزگاری زندگی می‌کنند و از دنیا می‌روند، بعضا برخی مسجد سلیمانی‌ها تازه بعد از مرگ‌شان وصیت می‌کنند آنها را به مسجد سلیمان برگردانند و آنجا آنها را به خاک بسپارند. این خودخواهی است، از این جهت که آدم تا وقتی زنده است باید برای کسی یا شهرش کاری کند. تدفین کردن یک نفر در مسجد سلیمان مشکلی از مسجد سلیمان را حل نمی‌کند.

اما آدم‌هایی که توانایی‌های اقتصادی دارند و در روزگاری که می‌توانند به واسطه این توانایی‌های اقتصادی کاری برای مسجد سلیمان بکنند، خیلی بی‌تفاوت از قضیه می‌گذرند. اینکه ما باید اسم‌مان و سنگ قبرمان در مسجد سلیمان باشد، یک گورستان آبادی می‌شود که بعد زنده‌ها دیگر امیدی به زندگی در آن ندارند. گورستان‌ها مرکز تفریح جوان‌ها می‌شود، چنانکه امروز هست.

اولین چیزی که اینجا در آلمان از من سوال می‌کردند این بود که مسجد سلیمان هنوز نفت دارد؟ مسجد سلیمان هنوز گاز دارد؟ من برای آنها توضیح می‌دادم که الان شرکت بهره‌برداری نفت و گاز مسجد سلیمان از لحاظ حوزه جغرافیایی، نه میزان تولید، گسترده‌ترین شرکت نفت و گاز منطقه جنوب غرب ایران است.

وزارت نفت ایران مناطق نفت‌خیز جنوب را تقسیم کرده به چند شرکت و شرکت بهره‌برداری نفت و گاز مسجد سلیمان یکی از این شرکت‌ها است. جالب است بدانید که حوزه فعالیت آن از نزدیکی شهرستان «پل دختر» و تا محدوده شهر «ایذه» می‌رسد. مسجد سلیمان در یک مسیری بیش از 180 کیلومتر تولید نفت و گاز دارد و خوراک پتروشیمی را می‌دهد. اینها همه نشان می‌دهد که آنجا فعالیت صنعت نفت هنوز ادامه دارد و ادامه داشتن این فعالیت باعث شده که تاثیری در زندگی آنها داشته باشد.

تصور کنید اگر همین فعالیت نبود. اگر همین تعداد محدود پرسنل در مسجد سلیمان نبودند و کسانی که غیر مستقیم کارشان باز با نفت گره می‌خورد، نبودند. آدم‌هایی که می‌آیند و ماشین‌شان را به‌صورت استیجاری در شرکت نفت و گاز مسجد سلیمان استخدام می‌کنند و از قبل فعالیتی که می‌کنند حقوق می‌گیرند و این حقوق را خانواده آنها مصرف می‌کند، بدون اینکه شرکت نفتی باشد. فروشگاه‌هایی که سفارش می‌گیرند از شرکت نفت و گاز مسجد سلیمان و آن سفارش‌ها را تامین می‌کنند و در قبال آن پول می‌گیرند و این پول در مسجد سلیمان خرج می‌شود.

دانشگاه آزاد، دانشگاه‌های خیلی خوبی در خوزستان است که الان در مسجد سلیمان دارد کار می‌کند، با پرسنلی که مسجد سلیمانی هستند و تمام عشق و علاقه آنها این است که برای مسجد سلیمان کار کنند.

در مسایل کلان‌تر مثلا نقش بختیاری‌ها در جنبش مشروطه که یک اتفاق ملی است. یک اتفاقی است که بسیار تاثیرگذار بر تاریخ ایران بوده و هیچ‌وقت به آن پرداخته نشده است یا اگر پرداخته شده خیلی کم بوده.

دانشگاه پیام نور در مسجد سلیمان فعالیت می‌کند و دانشجو می‌گیرد. شهرداری مسجد سلیمان هم خیلی کار می‌کند. همین تعاملات بسیار مفید خواهد بود.

اصلا این منطقی به نظر نمی‌آید و من اصلا موافق نیستم با این نگاه که بعضی‌ها می‌گویند کسی نمی‌خواهد مسجد سلیمان ساخته بشود. چه کسی نمی‌خواهد؟ شما چه کار کردید که کسی جلوی شما را گرفته و گفته «نه شما حق ندارید بسازید».

مسجد سلیمان ویرانه نیست. مسجد سلیمان الان هم دارد زندگی می‌کند و به قول یارمحمد، شاعر مسجد سلیمانی، اگر از اسب افتاده، ولی از اصل خودش نیفتاده است و گدای کسی هم نیست. مردم مسجد سلیمان نیازی ندارند که من ترحمی به آنها داشته باشم.

اما من وظیفه دارم که برای مسجد سلیمان کاری کنم. چون تعلق به آنجا دارم و مدیونم به آن. در هر رده و مسئولیتی که باشم. سال به سال هم حالا با درصد کم و زیاد به هرحال تلاش می‌کنم که این توسعه انجام بشود.

اختر قاسمی: یک هموطن غیرمسجد سلیمانی که در دانشگاه مسجد سلیمان تحصیل می‌کند برای من نوشت که خانم شما آنجا هستید و اطلاعی ندارید از مشکلات شهرتان.

مشکل شهر شما، مشکل مردم شهرتان است با نوع برخورد و تفکرشان و آن هم این است که مردم مسجد سلیمان چون عمدتا بختیاری هستند، هر کسی می‌گوید که فلانی از طایفه ما نیست و از طایفه دیگری است.

این دوست جوان دانشجو که این را برای من ایمیل زده بود، خیلی ناراحت می‌گفت من در هیچ جای ایران چنین چیزی را ندیدم. نوشته بود من آرزو می‌کنم که زودتر از این شهر بروم و این‌گونه مشکلات را نبینم و چرا اینقدر قومی و فامیلی و قبیله‌ای برخورد می‌شود.

خب آقای خدادادیان خیلی بهتر از من در این مورد کار کردند و اطلاع دارند. تا حدی من به این دوست‌مان حق می‌دهم، ولی زمانی که ما در مسجد سلیمان بودیم، من خودم در سال 1361 بود که مسجد سلیمان را ترک کردم، مساله به این صورت نبود و اصلا مساله قومیت که کی از کدام طایفه است، وجود نداشت.

من فکر می‌کنم بخشی از آن به فشارها و مشکلاتی که به مردم می‌آید و به عناوین مختلف خودش را نشان می‌دهد. راست می‌گوید این جوان، دنیا دارد به سمت یکی شدن می‌رود و این خیلی خنده‌دار است که من بگویم فلانی مثلا از طایفه راکی است یا نصیر است یا شهنی است یا بابادی است یا غیره.

باید به مشکلات شهرمان بپردازیم و اینکه توانایی هرکسی در چه چیزی است و چطور می‌تواند کمک بکند در ساختن مسجد سلیمان و یا ایذه و یا شهری در استان بلوچستان؛ صرفا اینکه مسجد سلیمانی باشیم نیاز نیست.

مساله دیگر که آقای خدادادیان خیلی زیبا اشاره کردند، من هم هدف‌ام این نیست که فقط جسد من به مسجد سلیمان برگشته بشود. هدف من این است که در زمان زنده بودنم، من چه کمکی می‌توانم بکنم. هدف‌ام «بیدار کردن» است. هدف‌ام این است که بگوییم چه کار می‌توانیم با هم بکنیم. بنشینیم فکر کنیم و راه حل بدهیم. واقعا اگر من روزی برای مسجد سلیمان کاری نکرده باشم، اصلا دلم نمی‌خواهد که پیکر بی‌جانم را ببرند آنجا. ضمن اینکه آرزویم این است که به شهرم برگردم.

                منبع رادیو زمانه

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 13:54  توسط جمشید عزیزپور   | 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 13:37  توسط جمشید عزیزپور   | 

1 آمل آمل
2 بابل 29 بابل
3 بابلسر 39 20 بابلسر
4 بندراميرآباد 119 90 110 بندراميرآباد
5 بندر فريدونكنار 41 34 14 124 بندر فريدونكنار
6 بهشهر 115 82 106 37 120 بهشهر
7 پل سفيد 99 70 90 120 104 116 پل سفيد
8 تنكابن 156 184 177 275 153 271 255 تنكابن
9 تهران 192 221 231 317 233 331 216 251 تهران
10 جويبار 72 43 34 70 48 66 70 211 285 جويبار
11 چالوس 95 124 116 214 96 210 194 57 194 150 چالوس
12 رامسر 181 210 202 296 178 296 280 25 276 253 82 رامسر
13 رشت 275 304 296 394 276 390 374 123 325 330 180 98 رشت
14 ساري 69 40 60 50 74 46 70 225 267 20 164 246 344 ساري
15 سمنان 227 198 218 243 232 239 128 205 236 213 322 408 502 193 سمنان فرودگاه ساري
16 فرودگاه ساري 89 60 80 42 94 38 90 245 287 40 184 266 364 20 213
17 قائمشهر 49 20 40 70 54 62 50 190 265 20 144 230 324 20 178 40 قائمشهر
18 كلاردشت 150 179 171 269 151 265 249 112 198 205 55 137 235 219 377 239 199 كلاردشت
19 كياسر 143 114 134 124 148 120 144 299 341 94 238 320 418 74 119 94 94 293 كياسر گزنك
20 گزنك 77 106 116 196 118 192 176 233 111 146 172 258 352 146 304 166 126 227 220 محمودآباد
21 محمودآباد 20 49 41 139 21 135 119 132 212 75 75 157 255 89 247 109 69 130 163 97
22 مشهد 768 739 759 690 773 653 769 924 894 719 863 945 1043 699 658 691 719 918 773 845 788 مشهد
23 نكاء 92 63 83 27 97 23 93 248 290 37 187 269 367 23 216 15 43 742 97 169 112 676 نكاء
24 نور 45 74 66 164 46 160 144 107 237 129 50 132 230 114 272 134 94 105 188 122 25 813 137 نور
25 نوشهر 14 123 115 213 95 209 193 62 199 135 5 87 185 163 321 183 163 60 237 171 74 862 186 49 نوشهر
26 گرگان 197 168 188 119 202 82 198 353 413 148 292 378 472 128 321 120 144 347 202 274 217 571 105 242 291


+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 13:4  توسط جمشید عزیزپور   | 

تاریخ يكشنبه مهر 1388 12 تصویر روز